یا عشق 
....
چشمانت را ببند و آرام نفس بکش
گوش کن! صدای موج را میشنوی ؟؟؟
نسیم نم دار دریا را به روی گونه ات لمس می کنی ؟؟؟
آسمان ابری شده ...
و چه هوای تازه ایست ! این هوای با تو بودن !
روی ساحل بنشین و بگذار ردپایمان را موج با خود ببرد تا دل اقیانوس !
و قتی تو هستی ...تا همیشه هستی
و من هستم تا همیشه !
دگر ردپا ی ما چه کسی را به دنبالمان خواهد کشاند ؟؟؟
وقتی تمام دنیا کنار من است دیگر ردپایم برای چه کسی باقی بماند ؟؟؟
بگذار موج ردپایمان را با خود ببرد ....
خیس می شویم از امواج و من آرام در کنار تو نشسته ام ....
آنقدر منتظر میمانیم تا دریا طوفانی شود ...
آنگاه با فریاد آسمان و خروش امواج همصدا خواهم شد و فریاد خواهم زد
که تو را روزی خواهم یافت و با چشمهای باز رد پایم را به دست موج خواهم سپرد ...
با چشم های باز .....
چشم هایت را باز کن .... هنوز موجی به پای ردپای من نرسیده ....
هنوز ساحل آرام و خلوت است ... بی تو ... بی من ...
.... 
+ نوشته شده توسط نغمه ! در
87/02/27 و ساعت
21 |