یا عشق ![]()
...
نزدیک غروب ...
نیمی از جزیره سایه بود نیمی آفتاب ...
بید تنها بود ... سکوی زیر بید خالی بود
باد ... صدای رقص برگ ها در دل درخت ... صدای سکوت خنده های دور ....
خوش به حال این هوا
خوش به حال این کلاغ
خوش به حال این چمن
خوش به حال این درخت
این درخت ...
کنار عبور مداوم رود
نفس های پر آه ، خیال های گاه و بی گاه ...
کاش هیچکس اینجا نبود !
می شد اشکی ریخت
می شد بلند بلند با تو حرفی زد ...
می شد سنگ زد به بغض و های های آن را شکست ...
کاش سنگی بود ،
در کنار اینهمه نبودن ِ تو ... رؤیای من !
... ![]()


